یک کفاش در شهری کوچک که استعداد خاصی در قصهگویی دارد، در مسیر تبدیل شدن به یک نویسنده تمامعیار، با خوشیها و دلشکستگیهای متعددی روبرو میشود.
یک کفاش در شهری کوچک که استعداد خاصی در قصهگویی دارد، در مسیر تبدیل شدن به یک نویسنده تمامعیار، با خوشیها و دلشکستگیهای متعددی روبرو میشود.
در اواخر دهه ۱۸۹۰، کری جاهطلب و بیگناه به بخش جنوبی شیکاگو میرسد و نزد خواهر متاهلِ نقنقو و کسلکنندهاش اقامت میکند. او سپس برای کمک به سراغ یک فروشنده دورهگرد به نام چارلز دروئه میرود. او به زودی معشوقه دروئه میشود، اما در این میان عاشق جورج هرستوود…
زن جوانی که تازه ازدواج کرده، از اینکه همسرش که یک گلهدار گوزن شمالی در یک روستای قطبی است بیشتر وقت خود را دور از خانه میگذراند، سرخورده میشود. او که تشنه محبت است، نزد یک جادوگر میرود که به او معجونی میدهد تا او را به شکلی مقاومتناپذیر جذاب کند؛ معجونی…
در قرن هجدهم، دزدان دریایی ماداگاسکار، فرمانروایان جمهوری لیبرتاتیا و اربابان اقیانوس هند، در یک دژ طبیعی تسخیرناپذیر زندگی میکنند و با مصونیت کامل به کشتار، سرقت و غارت میپردازند؛ از این رو نیروی دریایی بریتانیا نقشهای جسورانه برای نابودی آنها طراحی میکن…
رابرت مینارد درستکار، خود را در موقعیتی میبیند که باید به عنوان پزشک کشتی در خدمت ریشسیاه، دزد دریایی بدنام، کار کند.
یک زوج دانشمند پیام تلویزیونی عجیبی را دریافت میکنند که ظاهراً از مریخ فرستاده شده است.
در نیویورک اواخر قرن نوزدهم، چارلی هیلِ عیاش چنان عاشق میشود که گویی روی هوا راه میرود. معشوقه او آنجلا بونفیلز زیبا، یک مددکار در یک نوانخانه در محله باوری است. او قول میدهد که زندگی فاسد خود را اصلاح کند و حتی تلاش میکند یک روز کار شرافتمندانه انجام دهد.
در ایتالیا، واندا و ایوان کاوالی که به تازگی ازدواج کردهاند، برای ماه عسل خود راهی شهر بزرگ رم میشوند. ایوان با وظیفهشناسی میخواهد به قرارهای ملاقات با خانواده و کلیسا برسد، اما واندا فقط علاقهمند به ملاقات با ستاره محبوب داستانهای مصور خود معروف به «شیخ…
در پاریس سال ۱۸۹۰، مولن روژ کابارهای است که تولوز لوترک، هنرمند معلول، در آن احساس آرامش و تعلق میکند. در سالهای بعد، او با دو زن آشنا میشود که فرصتی را برای او فراهم میکنند تا عشق واقعی را تجربه کند.
داستان کیوکو، زن جوانی که موفق میشود از خانواده آشفته خود که تلاش میکنند او را به زور به عقد مردی ناخوشایند درآورند که پیشتر دست رد به سینهاش زده بود، جدا شود و راه خود را برود.
66,829 عنوان، صفحه 6328 از 6683
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.