زندانی تازه آزادشدهای به تنهایی در کلبه خود زندگی میکند تا تندخوییاش دوباره او را به دردسر نیندازد، اما با ورود زنی مرموز، زندگی آرام او به هم میریزد.
زندانی تازه آزادشدهای به تنهایی در کلبه خود زندگی میکند تا تندخوییاش دوباره او را به دردسر نیندازد، اما با ورود زنی مرموز، زندگی آرام او به هم میریزد.
بتی به ساحل میرود و وقتی با اسب لاستیکیاش بیش از حد از ساحل دور میشود، به کمک یک نجات غریق هیکلی و جذاب نیاز پیدا میکند!
یک خبرنگار با مکس فلایشر درباره شخصیت خلقشدهاش مصاحبه میکند و بتی این گفتگو را با بخشهایی از سه کارتون قبلی خود به تصویر میکشد.
در یک ملودرام در تئاتر اسلامبرتاون، فردی کلانتر است و بتی معلم مدرسهای است که قانونشکن معروف، «فیلیپ شیطانصفت»، به او چشم دارد.
مکس فلایشر (در بخش زنده) پس از کشیدن بتی بوپ، استودیو را ترک میکند؛ بتی و کوکو دندانپزشکی آماتور را امتحان میکنند و آنقدر گاز خندهآور آزاد میکنند که دنیای واقعی را به قهقهه میاندازد.
پیر بلوتو که یک کمپ چوببری را اداره میکند، اولیو را به این دلیل که از اسفناج او خوشش نیامده به رودخانه انداخته است. پاپای او را نجات میدهد و در یک مسابقه چوببری به حساب بلوتو میرسد.
پاپای، اولیو و ویمپی به یک کشتی ارواح برخورد میکنند. آنها وارد کشتی میشوند و ارواح به روشهای مختلف شروع به ترساندن آنها میکنند.
ویمپی دستیار بسیار تنبل و بیعرضهای است، به طوری که اولیو نعلبند او را اخراج میکند. پاپای و بلوتو هر دو تابلوی استخدام دستیار را میبینند و برای به دست آوردن این شغل با هم رقابت میکنند. البته رقابت آنها مغازه را به ویرانی میکشاند.
وقتی پاپای نوزاد را با کالسکه به پیادهروی میبرد، این کوچولو تا زمانی که نخوابد آرام نمیگیرد. البته در این میان سر و صداها و شلوغکاریها پایانی ندارد.
در این اقتباس سینمایی اولیه از رمان کلاسیک رابرت لویی استیونسن، جیم هاوکینگ جوان در جستجوی گنجینه دفن شده کاپیتان فلینت راهزن، با دزد دریایی معروفی به نام لانگ جان سیلور همراه میشود.
66,777 عنوان، صفحه 6592 از 6678
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.