جری و دوستش متوجه میشوند که رابین هود زندانی شده است؛ آنها برای آزاد کردن او به راه میافتند، اما ابتدا باید با نگهبان او، یعنی تام، دست و پنجه نرم کنند.
صفحه 112
جری و دوستش متوجه میشوند که رابین هود زندانی شده است؛ آنها برای آزاد کردن او به راه میافتند، اما ابتدا باید با نگهبان او، یعنی تام، دست و پنجه نرم کنند.
خرگوش عید پاک تخمی برای تام و جری میآورد که یک جوجه اردک کوچک از آن بیرون میآید. او مدام وارد آبهایی میشود که نباید برود: آکواریوم، کلمن آب، وان حمام و سینک ظرفشویی، و این دو مجبورند مدام او را نجات دهند. آنها سعی میکنند اردک را به خرگوش عید پاک پس بدهند…
جورج برای تولد جوآن یک جوجهاردک به او هدیه میدهد. در حالی که آنها برای جشن گرفتن بیرون رفتهاند، تام به دنبال اردک میافتد، اما نقشههایش نقش بر آب میشود؛ چرا که اردک (و بعداً جری) یک قوطی کرم ناپدیدکننده پیدا میکند و از آن برای تلافی کردن استفاده میکند.
یک پادشاه افادهای تصمیم میگیرد که دلقک دربارش، دولی، بیارزش و بیمزه است. او وودی را در حال نوک زدن به درخت و آواز خواندن میبیند و تصمیم میگیرد که او دلقک فوقالعادهای خواهد شد. بنابراین، پادشاه با تیپا دولی بیمزه را از قصر بیرون میاندازد و به او دستور…
وودی به یک باغ گیاهشناسی سفر میکند که در آن از همه پرندگان استقبال میشود... به جز دارکوبها.
رویاها، ایدهها و مبارزات سه مرد (به نمایندگی از «حقیقت»، «زیبایی» و «نیکی») را به تصویر میکشد که در جزیرهای کوچک ساکن میشوند.
در اعماق جنگل، یک پرندهشناس در حال مطالعه گونههای مختلف پرندگان است. ابتدا او «مرغ عشقها» (یک پرنده شوهر زنذلیل و همسر پرندهاش که مدام غر میزند) و یک «مرغ مگسخوار» (که آهنگهای راک زمزمه میکند) را کشف میکند. سپس او وودی را پیدا میکند که انواع و اقسام…
جری و دوست موش فرانسوی کوچکش در حالی که پادشاه خواب است، مشغول غارت غذاها هستند. آنها او را بیدار میکنند و پادشاه با احضار تام، به او اتمام حجت میکند: یک صدای دیگر از موشها بیاید، سر تام قطع خواهد شد. موشها این موضوع را میشنوند و با هم متحد میشوند تا تا…
زن خانه برای چند ساعت بیرون رفته و نوزادش را به یک پرستار نوجوان سپرده است. تام و جری باید به تعقیب و گریزهای همیشگی خود پایان داده و آتشبس اعلام کنند، چرا که نوزاد بدون نظارت مدام از خانه فرار میکند.
دارکوب زبل در یک محله فقیرنشین زندگی میکند و از قبضهایش به ستوه آمده است؛ او با صدای بلند آرزو میکند که کاش ثروتمند بود. در همان لحظه، یک شبدر چهاربرگ از میان تختههای کف اتاق ظاهر شده و به یک دارکوب جن تبدیل میشود که سه آرزوی وودی را برآورده میکند. وودی …
دارکوب زبله گرسنه است و به غذا نیاز دارد. برای تهیه غذا به پول نیاز است و برای به دست آوردن پول، به شغل احتیاج دارد. بنابراین او برای فروشندگی بیمه درخواست میدهد و تلاش میکند به دولی بیمه بفروشد.
وودی شغلی به عنوان شکارچی تمساح پیدا میکند، اما تمساح هم نقشههای مشابهی برای این دارکوب دارد.
شیائو هی، یک ماهی کپور کوچک، از روی پایه پل میپرد و مورد تشویق چهار دوستش قرار میگیرد. مادربزرگش میگوید او تنها زمانی واقعاً توانمند است که بتواند مانند نیاکانش از دروازه اژدها عبور کند.
یک انیمیشن کوتاه کاغذی درباره ژو باجی، شخصیت خوک معروف داستان «سفر به باختر».
دافی تلاش میکند تا پورکی را در نقش پدر تاک متقاعد کند که او واقعاً رابین هود است.
یک گربه اسپانیایی بیشتر به نواختن گیتار فلامنکو علاقه دارد تا تلاش برای گرفتن موشی به نام ال مگنیفیکو (جری). تام با کولهباری از افتخارات قهرمانی جهان در شکار موش از آمریکا میرسد تا شانس خود را امتحان کند.
پروفسور فرانک باکستر و چند دوست پویانماییشده به سوالاتی درباره خون پاسخ میدهند. چه چیزی باعث سرخ شدن آن میشود؟ چرا قلب حیوانات کوچک اینقدر تند میزند؟ و بسیاری سوالات دیگر.
بخشی از مجموعه فیلمهای علمی تحسینشده «شگفتیهای زندگی» ساخته فیلمساز بزرگ فرانک کاپرا (برنده جایزه امی برای بهترین تدوین) که به کودکان درباره قدرت پرتوهای گاما و تابش آموزش میدهد.
المر فاد بار دیگر به شکار خرگوش میرود، اما این بار در قالب یک اپرا. اپرای زیگفرید اثر واگنر با بازی المر در نقش قهرمان اصلی و باگز بانی در نقش برونهیلد. آنها آواز میخوانند، میرقصند و صحنه را به آتش میکشند.
شرکت تلفن معجزه تلاش میکند تا جلوی وودی دارکوب را از نوک زدن و سوراخ کردن تیرهای تلفن خود بگیرد.
جری و تافی پیشقراولان جشن شکرگزاری هستند. ناگهان تام به اتاق غذاخوری نفوذ میکند تا جری و تافی را نابود کند. به این ترتیب، جری، تافی و تام بر سر غذای شکرگزاری با هم میجنگند. در نهایت، آنها توافق میکنند که کل بوقلمون را با هم بخورند، اما تافی تصمیم میگیرد …
دارکوب زبله به پارک ملی یلوستون میرود، جایی که با خرسی مواجه میشود که برای گرفتن غذا از مردم دست به هر کاری میزند.
دارکوب زبله برای ناتهد و اسپلیتر داستان تاثیر دارکوبها بر تاریخ جهان را تعریف میکند.
یک گربه نارنجی نشان میدهد که از سگها متنفر است. وقتی گربه با یک سگ بولداگ بزرگ و بدجنس روبهرو میشود، هر کاری از دستش برمیآید انجام میدهد تا ضمن آزار دادن سگ، از خشم او در امان بماند. گربه به دستگاهی برمیخورد که به او اجازه میدهد صدایش را تقلید و پرتاب …
3,302 عنوان، صفحه 112 از 138
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.