دونالد و دیزی در حال قدم زدن هستند که یک گلدان به سر دونالد برخورد میکند. او متقاعد میشود که یک خواننده مشهور است و به زیبایی آواز میخواند، اما دیزی را نمیشناسد. او در واقع مشهور میشود. دیزی از اینکه نمیتواند او را فراموش کند ویران شده و به یک روانپزشک …