انگلستان، دهه ۱۸۹۰. مارکیز بیرحم و تلخکام کوئینزبری، که معتقد است پسر کوچکش بوسی رابطه نامناسبی با نویسنده مشهور ایرلندی اسکار وایلد دارد، دشمنی مستمری را با وایلد آغاز میکند تا شهرت او را نابود کرده و موجبات سقوطش را فراهم کند.
صفحه 10
انگلستان، دهه ۱۸۹۰. مارکیز بیرحم و تلخکام کوئینزبری، که معتقد است پسر کوچکش بوسی رابطه نامناسبی با نویسنده مشهور ایرلندی اسکار وایلد دارد، دشمنی مستمری را با وایلد آغاز میکند تا شهرت او را نابود کرده و موجبات سقوطش را فراهم کند.
پس از زندگی در بنارس، "آپو" ده ساله به همراه مادر خود به خانه دایی خود در دهکده ای کوچک بنگالی نقل مکان می کنند. "آپو" به مدرسه رفته و پس از مدتها فارغ التحصیل شده و بورسیه کالجی در کلکته را بدست می آورد. او خانه را ترک می کند اما مادرش با ترک او در هم می شکند…
یک دزد خردهپا به اتهام اقدام به قتل یک وکیل محاکمه میشود. از طریق یک سری فلاشبک، زندگی درهمتنیده این دزد، وکیل و وکیل مدافع دزد به تصویر کشیده میشود.
داستانی عجیب و غمانگیز درباره پسربچهای که میتواند با سوار شدن بر اسب چوبی خود، برندگان مسابقات اسبدوانی را پیشبینی کند تا به والدینش کمک کند از بدهیهای بیپایان خود خلاص شوند.
یک نوازنده موسیقی کلاسیک از طبقه کارگر، به دلیل عشق به یک زن ثروتمند و عصبی از طبقه مرفه، از مسیر حرفهای خود منحرف میشود.
جولیا راس کاری نزد یک بیوه ثروتمند پیدا میکند و برای زندگی به خانه او میرود. دو روز بعد، او در خانهای دیگر، با لباسهایی متفاوت و با هویتی جدید از خواب بیدار میشود.
وقتی یک مرد آواره با بیمیلی به خانه بازمیگردد تا به مادر بیمارش در اداره مغازهاش کمک کند، هر دو وسوسه میشوند تا برای گذران زندگی و تامین مخارج به راه خلاف و جرم روی آورند.
در روسیه تزاری، آنا، همسر کارنینِ افسر، برای ملاقات با برادرش به مسکو میرود. او در راه با افسر سوارهنظام جذابی به نام ورونسکی آشنا شده و بلافاصله مجذوب او میشود. اما در جامعه اشرافی سنپترزبورگ، چنین رابطهای میتواند آبروی یک زن را به کل نابود کند.
یک نوازنده سیاهپوست تحصیلکرده و مرفه، با زنی از طبقه اجتماعی پایینتر ازدواج میکند تا او را از چنگال ناپدریاش نجات دهد.
225 عنوان، صفحه 10 از 10
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.