جورج، پسرعموی تام که ترس شدیدی از موشها دارد، به ملاقات او میآید. جری حسابی گیج شده است، زیرا تام و جورج کاملاً شبیه به هم هستند.
صفحه 7
جورج، پسرعموی تام که ترس شدیدی از موشها دارد، به ملاقات او میآید. جری حسابی گیج شده است، زیرا تام و جورج کاملاً شبیه به هم هستند.
ماجراجوی نامدار داستان، پس از سرپیچی از دستور والدینش و رفتن به دریا، از یک سانحه غرق شدن کشتی جان سالم به در میبرد و نزدیک به سی سال در یک جزیره متروکه تکافتاده میشود. او یاد میگیرد که زندگی جدیدی را از صفر بسازد، با مردی بومی که نامش را «جمعه» میگذارد …
بچهگربهای که توسط یک بولداگ آزار میبیند، نجاتدهندهای در قالب یک گربه سیاه (از شرکت گربه سیاه بدشانسی) پیدا میکند که کافی است از جلوی راه سگ عبور کند تا اتفاق بسیار بدشانسانهای برای آن سگ قلدر بیفتد.
تام یک گربه ماهیگیر است، جری طعمه زنده اوست و اسپایک سگ بولداگی است که از دریاچه نگهبانی میکند.
در آوریل ۱۹۴۵، گروهی از نازیها و همدستانشان در اسلو گرد هم میآیند تا سوار بر یک زیردریایی به مقصد آمریکای جنوبی شوند و از عدالت فرار کنند. دکتر گیلبرت که ربوده شده است، مجبور میشود آنها را همراهی کند.
یک مهاجر صربستانی در منهتن باور دارد که به دلیل یک نفرین باستانی، هرگونه رابطه صمیمانه فیزیکی با مردی که دوستش دارد، او را به یک گربهسان درنده و شکارچی تبدیل خواهد کرد.
وراث طمعکار در عمارتی منتظر مرگ یک پیرزن ثروتمند و عاشق گربه هستند، اما متوجه میشوند که گربههای او در اولویت ارثوبخش قرار دارند.
بستگان یک متوفی در عمارتی جنزده برای خواندن وصیتنامه گرد هم میآیند؛ جایی که تنها وارث با بندی در وصیتنامه تهدید میشود که اگر دیوانه شود، از ارث محروم خواهد شد. همزمان، یک جانی خطرناک نیز از آسایشگاه روانی نزدیکی فرار کرده است.
قهرمان زن ما که از سوی شوهرش نادیده گرفته شده است، تصمیم میگیرد با ترغیب کردن کارگر خانه به بازی در نقش یک نابغه ادبی در یک مهمانی و لاس زدن با او، حسادت شوهرش را برانگیزد.
153 عنوان، صفحه 7 از 7
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.