استن و اولی سعی میکنند سگ خانگیشان، «لاوینگ گریوی» را از صاحبخانه بداخلاق و عصبانی خود که قانون «ورود حیوانات ممنوع» دارد، پنهان کنند.
صفحه 34
استن و اولی سعی میکنند سگ خانگیشان، «لاوینگ گریوی» را از صاحبخانه بداخلاق و عصبانی خود که قانون «ورود حیوانات ممنوع» دارد، پنهان کنند.
مستند کوتاهی به کارگردانی ژان ویگو درباره شناگر فرانسوی، ژان تاریس. این فیلم به دلیل تکنیکهای نوآورانه بسیاری که ویگو به کار برده، از جمله نماهای نزدیک و فریز فریم از بدن شناگر، قابل توجه است.
خانواده هاردی مایلند شب آرامی را در آپارتمان خود سپری کنند، اما با آمدن خانواده لورل آرامش آنها به هم میخورد. استن و اولی برای خرید بستنی بیرون میروند و در راه بازگشت به خانه موفق میشوند جلوی خودکشی یک زن بدخلق را بگیرند. آن زن نمکنشناس است و آنها را تهد…
اولی در حال نامزدی برای شهرداری است که یکی از معشوقههای قدیمیاش سعی میکند با یک عکس قدیمی از او باجگیری کند.
الیور در حال برنامهریزی برای ازدواج با معشوقهاش دالسی است و استن ساقدوش اوست، اما وقتی پدر دالسی عکسی از اولی میبیند و ازدواج را ممنوع میکند، برنامهها به هم میخورد. این زوج تصمیم به فرار میگیرند تا نزد یک عاقد بروند. پس از خرابکاریهای همیشگی لورل و هار…
دو زن جوان به نامهای زیسو و تلما شکایت دارند که تمام قرارهای ملاقاتشان آنها را به شهربازی کانی آیلند میبرند. روز بعد، ماشینی از کنارشان رد میشود و روی آنها گل میپاشد. راننده متوقف میشود و پیشنهاد میکند برایشان لباسهای نو بخرد. آنها پیشنهاد را میپذیر…
هاردی پس از یک شکست عشقی دچار افسردگی می شود و تصمیم می گیرد برای فراموش کردن این قضیه به همراه لورل به ارتش پیوسته و به عنوان سرباز در یک پایگاه صحرایی مشغول شوند ...
بدشانسی به "اولی" و "استن" روی آورده است و آن ها را مجبور کرده است تا به یک خانم پیر برای غذا التماس کنند و ...
استن درباره رفتن به باشگاه شبانه با اولی به همسرش دروغ میگوید، اما خانم لورل نقشه آنها را میشنود و دست هر دو را میخواند.
افسر پلیس، ادگار کندی، از سوی رئیس پلیس خود هشدار دریافت میکند که برای متوقف کردن موج سرقت در حوزه استحفاظیاش باید سارقان را دستگیر کند، در غیر این صورت اخراج خواهد شد.
استن و اولی، نوازندگان خیابانی، در چله زمستان و در یک محله بدنام هیچ موفقیتی در کسب درآمد ندارند. سازهای آنها در جریان دعوا با یک زن نابود میشود، اما به نظر میرسد با پیدا شدن یک کیف پول توسط استن، شانس به آنها رو کرده است.
ورل و هاردی فقیر و بیکار سرگرم ماهیگیری در بندر هستند که به طور تصادفی روزنامهای میبینند که در آن آگهی ای برای قرائت وصیت نامه ابنزل لرول ثروتمند نوشته شده است. لورل و هاردی به امید دریافت سهمی از ارث راهی خانه ابنزل لورل میشوند بی خبر از اینکه وی به قتل رس…
ورل و هاردی، نوازندگان دوره گرد در سرمای زمستان، به امید کسب درآمد در کنار خیابان مشغول نواختن اند که سازهایشان را در یک دعوا از دست میدهند. در همین زمان آنها یک کیف پول پیدا میکنند که به آنها شانس خوردن یک غذای گرم را میدهد. ولی شخص دیگری نیز در کمین کیف پ…
دو آواره و ولگرد در یک عمارت خالی مخفی می شوند ولی صاحبان آن عمارت وارد می شوند و قصد دارند آنجا را اجاره دهند .
استن و اولی، دو ملوان، با وجود اینکه پول کمی دارند، به دو زنی که در پارک ملاقات کردهاند پیشنهاد خرید نوشابه میدهند. خوشبختانه استن در یک دستگاه قمار برنده میشود و آنها پول کافی برای اجاره یک قایق در دریاچه را پیدا میکنند. آنها به زودی با قایقرانان دیگر …
استن و اولی در کالیفرنیا نقش فروشندگان دورهگرد درخت کریسمس را بازی میکنند. آنها در نهایت با مشتری بدخلق احتمالیشان، جیمز فینلیسون، وارد دعوایی فزاینده میشوند که منجر به نابودی خانه او و ماشین آنها در این درگیری میشود.
استن و اولی سعی میکنند در یک اتاق اجارهای بخوابند. اولی که سرما خورده است مدام سرفه میکند و استن هم خروپف میکند. به همین دلیل هر دو در خوابیدن مشکل دارند. آنها سعی میکنند مشکلات خود را حل کنند، اما این کار منجر به هرج و مرج کامل میشود.
دو مأمور وصول بدهی تلاش میکنند یک رادیوی کنسولی را مصادره کنند.
استنلی و اولی سرپرستی یک بز فراری را به عهده میگیرند، اما سر و صدا و بوی این بز، حرص صاحبخانه مشکوک آنها را درمیآورد.
استن و اولی در شغل خود به عنوان پیشخدمت (هاردی) و دربان (لورل) در یک هتل مجلل، بلوا به پا میکنند. آنها ناخواسته بخشی از لباس جین هارلو، ستاره جذاب موطلایی (در حضوری کوتاه) را از تنش خارج میکنند و بارها یک نجیبزاده افادهای را به درون چاهک خالی آسانسور هدای…
استن و اولی، محکومان فراری، هنگام تعویض لباس در ماشین فرار، به اشتباه شلوارهای یکدیگر را میپوشند. آنها بقیه فیلم را صرف تلاش برای تعویض شلوارهایشان در موقعیتهای مختلف و عجیب میکنند.
اولیور قرار است ثروت هنگفتی از عموی پولدارش، برنال، به ارث ببرد، به شرطی که ازدواج موفقی داشته باشد. اما وقتی همسر اولیور درست قبل از ملاقات عمو برنال خانه را ترک میکند، استنلی مجبور میشود با پوشیدن لباس زنانه، نقش همسر دوستداشتنی اولیور را بازی کند.
لورل و هاردی تلاش میکنند تا بدون اطلاع همسر هاردی، از یک زن همسایه پذیرایی و پذیرایی کنند.
استن و اولی، کارگران اصطبل، از یک اسب اصیل به نام «پسر آبی» مراقبت میکنند. اما وقتی میشنوند دو مرد درباره پاداش ۵۰۰۰ دلاری برای بازگرداندن «پسر آبی» دزدیدهشده صحبت میکنند، متوجه نمیشوند که منظور آنها یک تابلوی نقاشی است، نه اسب. آنها اسب را به خانه مالک…
903 عنوان، صفحه 34 از 38
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.