آژاکس، گوریل قاتل، از باغوحش فرار کرده است. برادرزادههای دونالد لباس گوریل میپوشند، اما طولی نمیکشد که دونالد با گوریل واقعی روبرو میشود و آنها شروع به تعقیب یکدیگر میکنند تا اینکه رادیو دستورالعملهایی را برای رام کردن آژاکس پخش میکند.
صفحه 8
آژاکس، گوریل قاتل، از باغوحش فرار کرده است. برادرزادههای دونالد لباس گوریل میپوشند، اما طولی نمیکشد که دونالد با گوریل واقعی روبرو میشود و آنها شروع به تعقیب یکدیگر میکنند تا اینکه رادیو دستورالعملهایی را برای رام کردن آژاکس پخش میکند.
دارکوب زبله بیرون آرایشگاه سویل ایستاده و به تبلیغات نگاه میکند. او که دلش یک «اصلاح پیروزی» میخواهد، تصمیم میگیرد وارد مغازه شود اما متوجه میشود که صاحب مغازه برای معاینه پزشکی بیرون رفته است. دارکوب زبله تصمیم میگیرد خودش موهایش را کوتاه کند اما متاسفان…
دارکوب زبله که در حال برنامهریزی برای تعطیلات است، در روزنامه درباره اقامتگاه «سوئیس چارد» میخواند که وعده غذاهای لذیذ فراوانی را داده است (که به قول خودش، غذای موردعلاقهاش است). او راهی این اقامتگاه میشود اما پس از رسیدن، صاحب آنجا یعنی والی والروس به او …
وودی دارکوب از سیرک دیدن میکند. او در حالی که آواز «من به نمایشگاه حیوانات رفتم» را میخواند، از میان قفس یک ببر عبور میکند. وقتی وودی به یک کرگدن نگاه میکند، شیر نزدیکی هاتداگ وودی را میخورد. وودی با قرار دادن دم شیر در نان ساندویچ انتقام میگیرد؛ شیر دم…
روز مسابقه بزرگ بیسبال بین دو تیم «دریپس» و «دروپس» است و دارکوب زبله تلاش میکند بدون خریدن بلیط و مخفیانه وارد ورزشگاه شود. یک مامور پلیس مدام او را به بیرون پرت میکند، اما دارکوب زبله با پوشیدن لباس بیسبال (از جمله کلاه مخصوص بیسبال، چون بازیکنان کلاه معمو…
یک تابلوی جادهای میپرسد: «آیا این سفر واقعاً ضروری است؟» دارکوب زبله پاسخ میدهد: «البته که ضروری است، من یک شر لازم هستم.» مشخص است که رفتارهای میهنپرستانه نقطه قوت دارکوب زبله نیست. وقتی او برای بنزین زدن به پمپ بنزین میرود، حتی نمیداند دفترچه سهمیهبند…
ملوان زبل مینشیند تا یک کارتون بسازد. او نتیجه کار را به اولیو و برادرزادههایش نشان میدهد: سناریویی از یک دوشیزه در بند بلا، با بازی خودش و اولیو، همراه با موسیقی زنده و جلوههای صوتی توسط خود ملوان زبل.
وودی دارکوب یک کارگر اصطبل است. اصطبلها درست در یک فرودگاه واقع شدهاند و صدای غرش هواپیماها در آسمان، اشتیاق او را برای پرواز شعلهور میکند. دارکوب اعلام میکند: «من میخواهم مثل پرندهها پرواز کنم!» اما تنها کاری که گروهبان بولداگ فرودگاه فکر میکند وودی ا…
وودی با خوشحالی و دیوانهبازی در حال رانندگی در خیابان است که ماشینش خراب میشود. او سعی میکند از گرگی که در آن نزدیکی است برای تعمیر آن وام بگیرد. گرگ موافقت میکند که به وودی وام بدهد اما تاکید میکند که اگر ظرف سی روز پول را پس نگیرد، ماشین وودی را تصاحب خ…
گاو نر از میان یک سوراخ کوچک تماشا میکند که ماتادور بزرگ، وودی دارکوب، در حال خودنمایی برای تماشاگران است. گاو که دیگر طاقتش تمام شده، به داخل میدان هجوم میآورد و چنان با شدت به وودی حمله میکند که استادیوم را به ویرانه تبدیل میکند. وودی که مثل همیشه از پس …
میکی میخواهد مقداری از کیکی که مینی تازه پخته را بخورد، بنابراین پیشنهاد میدهد حیاط او را تمیز کند. در حالی که او مشغول کار است، یک گردباد کوچک (کوچکتر از خودش) که ارادهای از خود دارد از راه میرسد و دردسر درست میکند. پس از اینکه میکی بالاخره گردباد کوچک …
وودی وودپکر در حال رانندگی در حومه شهر است و، بگذارید اینطور بگوییم، چندان پایبند به قوانین نیست. او عملاً با درگیر شدن با پلیس راهنمایی و رانندگی که توضیح میدهد به دنبال رانندگان متخلف سرعت غیرمجاز است، برای خود دردسر درست میکند. وودی با رفتن به آلاسکا و ب…
دوستان دارکوب زبله به او هشدار میدهند که موشخرما پیشبینی یک کولاک شدید را کرده است. دارکوب زبله بیخیال و بیتوجه، تصمیم میگیرد با دوستانش به جنوب نرود. طولی نمیکشد که کولاک از راه میرسد و ذخیره غذای این دارکوب حواسپرت را نابود میکند. در حالی که او با …
باگز بانی یک شکارچی سیاهپوست را دست میاندازد و از دست یک خرس فرار میکند. این اثر یکی از کارتونهای گروه «۱۱ سانسور شده» است که در سال ۱۹۶۸ توسط یونایتد آرتیستس به دلیل کلیشههای نژادپرستانه از پخش تلویزیونی منع شد.
گشتی در باشگاه شبانه سیرو که پر از کاریکاتورهای بسیاری از بزرگترین ستارههای هالیوود است.
دونالد برادرزادههایش را در یک روز مدرسه در حال شنا کردن غافلگیر میکند. او فکر میکند صید آسانی به چنگ آورده است، اما پسرها بسیار باهوشتر از این حرفها هستند. وقتی او سعی میکند با دود کردن آنها را از کلبه درختیشان بیرون بکشد، آنها سه بوقلمون بریان را در …
دونالد برای اولین قرار ملاقات خود به خانه معشوقه جدیدش، دیزی، میرود. در ابتدا دیزی خجالت میکشد و پشتش را به او میکند، اما دونالد خیلی زود متوجه میشود که پرهای دمش به شکل دست درآمده و به او اشاره میکنند که نزدیکتر بیاید. اما خلوت آنها خیلی زود توسط هوی، …
المر فاد در حین شکار خرگوش، با باگز بانی مواجه میشود که او را فریب میدهد و اذیتش میکند.
پيرمرد نجارى به نام « ژپتو » آرزو مى كند كه كاش عروسك چوبى اش، با نام « پينوكيو » تبديل به پسرى واقعى مى شد. يك پرى جادويى « پينوكيو » را زنده مى گرداند ؛ اما اين آغاز دردسرهاى « ژپتو » است...
دونالد داک در ساحل است و سعی میکند سوار یک اسب بادی شود. او متوجه میشود که پلوتو در ساحل خوابیده است و تصمیم میگیرد با فرستادن اسب بادی به سمت پلوتو که او را کاملاً هیپنوتیزم میکند، کمی با او شوخی کند. در همین حال، گروهی از مورچهها ناهار پیکنیک دونالد را…
دو بچه سنجاب از پدربزرگشان میخواهند توضیح دهد که «انسانها» چه موجوداتی هستند، وقتی که او با آواز «صلح روی زمین، حسن نیت برای انسانها» وارد میشود. پدربزرگ داستان آخرین جنگ انسان را تعریف میکند. این انیمیشن کوتاه کلاسیک نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم کوتاه ک…
دونالد داک که یک پیکرسان است، استخدام میشود تا در روز جمعه سیزدهم یک بسته مرموز را تحویل دهد. یک گربه سیاه مزاحم و این واقعیت که بسته حاوی یک بمب ساعتی فعال است، کار او را به شدت دشوار میکنند.
این انیمیشن کوتاه برنده جایزه اسکار، داستان گاو نری را روایت میکند که ترجیح میدهد زیر درختان بنشیند و گلها را بو کند تا اینکه با همنوعانش شاخبهشاخ شود. از قضا، نیش ناگهانی یک زنبور، جنبه وحشی فردیناند را با فریادهای ناشی از درد و لگدکوب کردنهای دیوانهو…
پورکی پیگ مدیر برنامههای دافی داک در مسابقات بوکس است و برای دافی مسابقهای با «قهرمان» ترتیب میدهد، اما اوضاع به شکلی دیوانهوار به هم میریزد.
206 عنوان، صفحه 8 از 9
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.