برندا، زنی خجالتی و گوشهگیر، با پیتر آشنا میشود؛ مردی که باور دارد بالاخره عشق زندگیاش است. با این حال، برندا روحش هم خبر ندارد که پیتر یک قاتل زنجیرهای بیرحم است.
صفحه 4
برندا، زنی خجالتی و گوشهگیر، با پیتر آشنا میشود؛ مردی که باور دارد بالاخره عشق زندگیاش است. با این حال، برندا روحش هم خبر ندارد که پیتر یک قاتل زنجیرهای بیرحم است.
مجموعهای از هفت داستان کوتاه که هر کدام به سوالی درباره تمایلات جنسی انسان پاسخ میدهند. از داروهای محرک جنسی گرفته تا انحرافات جنسی و راز ارگاسم مردانه؛ شخصیتهایی مانند دلقک دربار، یک پزشک، یک ملکه و یک روزنامهنگار در آزمایشهای آزمایشگاهی و مسابقات تلویزی…
پس از مرگ پدربزرگشان، دو خواهر قلعه خانوادگی خود را به ارث میبرند؛ قلعهای که گفته میشود توسط ملکه سرخ تسخیر شده است، کسی که طبق افسانهها در هر صد سال جان هفت نفر را میگیرد. وقتی زنی مرموز با شنل سرخ شروع به هدف قرار دادن حلقه دوستان آنها میکند، خواهرها …
یک زوج تازه ازدواجکرده به شهری کوچک سفر میکنند تا با پسرعموهای عروس، یعنی آخرین بازماندگان خانواده او، در قلعه محل سکونتشان دیدار کنند؛ اما متوجه میشوند که آنها به تازگی درگذشتهاند و اکنون خونآشامها در قلعه ساکن شدهاند.
مردی ثروتمند و از نظر روانی ناپایدار که علاقه خاصی به انجام بازیهای مرگبار سادومازوخیستی با زنانی شبیه به همسر متوفی خود دارد، پس از ازدواج مجدد، زنجیرهای از حوادث عجیب و غریب را رقم میزند.
وقتی دکتر فرانکنشتاین به دست هیولایی که خودش خلق کرده کشته میشود، دخترش و دستیار آزمایشگاهش آزمایشهای او را ادامه میدهند.
دو دختر فراری در حومه فرانسه گم میشوند و سر از یک قلعه جنزده درمیآورند که توسط یک خونآشام بیمار و خدمتکارانش اشغال شده است.
جان لکلند با این باور که حاکم برحق یعنی برادرش ریچارد شیردل مرده است، تخت پادشاهی انگلستان را غصب میکند. وقتی او متوجه میشود که ریچارد توسط امپراتور آلمان اسیر شده و میتوان با مبلغ هنگفتی او را آزاد کرد، از پرداخت پول خودداری میکند و دستور قتل فرستادگان، ا…
هنری هشتم به تازگی با ماری از نورماندی ازدواج کرده و مشتاق است رابطه زناشویی خود را آغاز کند. متأسفانه برای هنری، ماری همیشه در حال خوردن سیر است و حاضر به ترک این کار نیست. هنری که تصمیم گرفته به روش همیشگی خود از شر او خلاص شود، باید راهی پیدا کند تا بدون ای…
هفت گردشگر که توسط شیطان به یک قلعه فرستاده شدهاند، در حالی که مرتکب گناهان کبیره میشوند، به دام زنی هولناک میافتند.
آلن فاستر، یک روزنامهنگار حرفهای آمریکایی، برای ملاقات و مصاحبه با ادگار آلن پو به لندن سفر میکند. آلن در لندن با لرد بلکوود آشنا میشود و شرطبندی او را برای گذراندن یک شب در قلعهاش میپذیرد.
شاهزاده تاریکی بار دیگر سایه نامیرای خود را بر روستای نفرینشده کلایننبرگ میافکند؛ زمانی که خاکستر او با خون خفاش آغشته شده و دراکولا دوباره زنده میشود. در این میان، دو قربانی بیگناه به دنبال یکی از عزیزان گمشده خود میگردند که تا سرحد مرگ مورد لطف معشوقه د…
دانشمند نابغه اما متکبر، ویکتور فرانکنشتاین، مردی را از قطعات یدکی بدن انسان میسازد، اما این هیولا زنده میشود و ویرانی به بار میآورد.
یک نجیبزاده خونآشام و تشنه به خون از دنیای قدیم، در پوشش یک احضارکننده روح امروزی، با برگزاری جلسات احضار روح در لسآنجلس مدرن، دختران جوان و زیبا را به عمارت خود میکشاند.
در طول نبرد بولج، یک کنت قدیمی و سنتی به یک گروه نامنظم از سربازان آمریکایی در قلعه منزوی خود پناه میدهد، به این امید که آنها از آن در برابر پیشروی آلمانیها دفاع کنند.
کنت دراکولا و همسرش زنان جوان و زیبا را اسیر کرده و در سیاهچال خود به زنجیر میکشند تا در زمان نیاز، عطش خود را به خون سیراب کنند.
در سایه قلعه دراکولا، شاهزاده تاریکی با چکیدن خون از زخم سر یک کشیش بیهوش که قصد جنگیری داشت، دوباره زنده میشود. بار دیگر ترس و وحشت ترانسیلوانیا را فرا میگیرد و شاهزاده نامرده تاریکی در روستای کیننبورگ پرسه میزند تا قربانیان را به دام انداخته و عطش شیطانی…
یک دلال آثار هنری میخواهد تابلویی از مودیلیانی را بخرد که روی پشت یک سرباز قدیمی خالکوبی شده است.
کريسمس سال 1183. »هنري دوم« (اوتول)، پادشاه انگلستان و نيمي از فرانسه، ده سالي است که همسرش، »الينور« (هپبرن) را به جرم دخالت در امور مملکتي به برج سالزبري تبعيد کرده است. »هنري« مي خواهد جانشين خود را تعيين کند؛پس »الينور« و سه پسرش، »جفري« (کاسل)، »ريچارد« (…
در سومین و آخرین قسمت از این سهگانه، فانتوماس مالیات سنگینی بر ثروتمندان وضع میکند و تهدید میکند کسانی را که از این کار سرپیچی کنند به قتل خواهد رساند.
یک عکاس و مدلهایش برای عکاسی به قلعهای قدیمی و متروکه میروند. آنها نمیدانند که این قلعه محل سکونت دیوانهای است که خود را روح تناسخیافته یک جلاد قرن هفدهمی میداند و وظیفه خود را محافظت از قلعه در برابر متجاوزان میبیند.
وقتی یک روزنامهنگار بدبین شرط میبندد که میتواند یک شب کامل را در یک قلعه جنزده زنده بماند، این تصمیم او را وارد سفری پر از عذابهای جنسی، انتقام مردگان متحرک و زنی فریبنده و تاریک میکند که هولناکترین لذتها را تسلیم او میسازد.
بارون فرانکنشتاین که زمانی توسط روستاییان خشمگین به خاطر خلق یک موجود زنده هیولایی از قلعهاش رانده شده بود، به کارلستاد بازمیگردد. آنها در ارتفاعات کوهستان به جسد این موجود برمیخورند که به شکلی بینقص در یخ حفظ شده است. او با کمک یک هیپنوتیزمکننده به نام …
کنت کارنشتاین به دنبال پزشکی میفرستد تا به دختر بیمارش لورا کمک کند. پرستار لورا معتقد است که او توسط روح یکی از اجداد درگذشتهاش به نام کارمیلا تسخیر شده است. پس از اینکه یک تصادف کالسکه در بیرون قلعه، زن جوانی را مجبور به اقامت در آنجا میکند، او مجذوب مرگ…
119 عنوان، صفحه 4 از 5
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.