جانگ جو پسرش رو بدلیل بیماری قلبی از دست داده است و نمیتواند درد این ضایعه بد را فراموش کند. او بیشتر ساعات بیداری خود را صرف کار، نوشیدن و رفتن به کلیسا میکند، اما هیچکدام از این کارها به او کمک نمیکند. یک روز "مین گو" جوانی که به تازگی از زندان آزاد شده ا…