باروخ مایر، پسر یک خاخام ارتدوکس از یک محله یهودینشین فقیر در گالیسیا، تصمیم میگیرد سنت خانوادگی را بشکند و آنجا را ترک کند تا بازیگر شود.
صفحه 2776
باروخ مایر، پسر یک خاخام ارتدوکس از یک محله یهودینشین فقیر در گالیسیا، تصمیم میگیرد سنت خانوادگی را بشکند و آنجا را ترک کند تا بازیگر شود.
یک نجیبزاده که خود را به عنوان فروشنده کراوات جا زده است، عاشق دختر یک خیمهشبباز سیرک میشود؛ در حالی که پیش از این با دختر وزیر جنگ کشورش ازدواج کرده است.
یک کلاهبردار خود را به عنوان اشرافزاده روسی جا میزند و سعی میکند همسر یک دیپلمات آمریکایی را فریب دهد.
لورنز لوبوتا یک کارمند شهرداری است که هیچ هدفی در زندگی ندارد. یک روز در راه رفتن به محل کار، زنی که ارابهای را میراند با او تصادف میکند و او بلافاصله شیفته آن زن میشود.
پادشاه اتیوپی دخترش را به یک فرعون قدرتمند پیشنهاد میدهد تا صلح بین دو کشور را تضمین کند.
دکتر جک جکسون، پزشک دهکده، برای درمان «دخترک بیمارِ سالم» فراخوانده میشود؛ دختری که پس از سالها درمان ناموفق، باعث ثروتمند شدن دکتر سالزبورگ و آسایشگاه او شده است.
باستر که دانشجوی رشته گیاهشناسی است، به اشتباه در رشته مهندسی برق فارغالتحصیل میشود و برای سیمکشی یک خانه جدید استخدام میشود.
زن جوانی از روی وظیفهشناسی با یک میلیونر مسن ازدواج میکند و سپس در ماه عسل غمانگیز خود، عاشق نجیبزاده زیبایی میشود که قبلاً جان او را نجات داده بود.
مرد جوانی برای تحت تأثیر قرار دادن پدر دختری که به او علاقه دارد، برای یافتن کار به شهر میرود. او در نامههایی که به خانه میفرستد، از شغلهای مختلفش مینویسد و تخیل دختر، آنها را به کارهایی بسیار نجیبتر و والاتر از آنچه او واقعاً انجام میدهد، تبدیل میکند…
یک کلکسیونر پروانه در حین تعقیب یک پروانه، ناخواسته وارد اردوگاه سرخپوستان میشود. این در حالی است که قبیله تصمیم گرفته اولین مرد سفیدی را که وارد اردوگاهشان میشود بکشد، زیرا غولهای نفتی سفیدپوست در تلاشاند آنها را از سرزمینشان بیرون کنند.
باستر و زنی به اشتباه با هم ازدواج میکنند. خانواده زن که در ابتدا با او نامهربان بودند، وقتی باور میکنند که ارثیه بزرگی در انتظار اوست، شروع به خوشرفتاری با او میکنند.
این فیلم بر اساس نمایشنامه اسکار وایلد ساخته شده و داستان سالومه را روایت میکند که موافقت میکند در ازای سر یحیی تعمیددهنده، برای پادشاه هرود برقصد.
باستر در یک مغازه آهنگری دلقکبازی درمیآورد تا اینکه او و آهنگر با هم درگیر میشوند و آهنگر به زندان میافتد. باستر به چندین مشتری که اسب دارند کمک میکند و سپس در حالی که مشغول تعمیر ماشینی است که کنار یک رولز رویس پارک شده، آن ماشین گرانقیمت را نابود میکن…
باستر کیتون درگیر مجموعهای از سوءتفاهمها مربوط به یک اسب و گاری میشود. در نهایت، او با برهم زدن تصادفی رژه پلیس، خشم تمام ماموران شهر را برمیانگیزد.
ترکیبی از اسلحهها و اشتباه گرفتن هویت، در این نقیضه طنزآمیز از وسترنهای ملودرام ویلیام اس. هارت، منجر به هرج و مرج میشود؛ جایی که باستر در شمال یخزده، یعنی «آخرین ایستگاه مترو»، گرفتار شده است.
ستوان توماس گلان، شکارچی و نظامی سابق، به همراه سگ وفادارش در کلبهای جنگلی به تنهایی زندگی میکند. او با ادواردا، دختر یک بازرگان ملاقات میکند؛ آنها به شدت مجذوب یکدیگر میشوند، اما هیچکدام عشق دیگری را درک نمیکند.
یک زن جوان چینی مردی آمریکایی را که به ساحل آمده نجات میدهد و این دو عاشق یکدیگر میشوند، اما مرد بعدا دچار تردید میشود.
مری تودور عاشق چارلز برندون، تازه وارد دربار میشود. او برادرش شاه هنری هشتم را متقاعد میکند تا او را به عنوان فرمانده نگهبانان خود منصوب کند. در همین حال، هنری مصمم است تا مری را به عنوان بخشی از یک پیمان صلح، به عقد لویی دوازدهم، پادشاه سالخورده فرانسه درآو…
یک بنا و همسرش بر سر خوشگذرانیهای او در پایان هفته با یکدیگر درگیر میشوند.
چنگ میوهفروش عاشق دختر همسایهاش که یک پزشک است شده، اما پزشک خوب به او اجازه ازدواج با دخترش را نمیدهد مگر اینکه چنگ بیماران بیشتری برای او پیدا کند...
تیموتی و گی، دو کودک یتیم از محلههای فقیرنشین بوستون، به ایالت مین فرار میکنند تا خانهای برای خود بیابند و موفق میشوند قلب تلخ و داغدیده اویلدا را نرم کنند. داستانی روستایی و دلنشین درباره دو کودک ناخواسته که پذیرش و عشق را پیدا میکنند.
هنگامی که یک زوج جوان در یک مسافرخانه کوچک روستایی توقف و استراحت میکنند، مرد توسط مرگ ربوده شده و پشت دیواری بزرگ، بدون در و پنجره، زندانی میشود. زن برای پیوستن به او خود را مسموم میکند و با مرگ روبرو میشود؛ مرگ به او سه فرصت میدهد تا ثابت کند عشق قویتر…
شیخ احمد به شدت خواهان دایانا، زن اشرافی و سرکش بریتانیایی است، بنابراین او را میرباید و به قصر چادری مجلل خود در کویر میبرد. دایانای آزادیخواه از آغوش پرشور او دوری میکند و آرزوی آزادی دارد. بعداً، وقتی به او اجازه داده میشود به کویر برود، فرار میکند و …
مکس که فردی خرافی است، پس از شکستن آینه در خانهاش تلاش میکند از موقعیتهایی که ممکن است برایش بدشانسی بیاورند دوری کند، اما با این کار بدترین بدشانسیهای ممکن را برای خود رقم میزند.
66,765 عنوان، صفحه 2776 از 2782
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.